جستجو
چهارشنبه ٢٧ شهريور ١٣٩٨
حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند: تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابي مکن . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (167)صفحه اصلی > هفته نامه > حدیث هفته 
حدیث هفته

 

            

رساندن حاجت مؤمن به صاحبان قدرت:
 
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
أبلغوني حاجة من لايستطيع إبلاغي حاجته، فإنه من أبلغ سلطاناً حاجة من لايستطيع إبلاغها ثبت اللّه قدميه على الصراط يوم القيامة.
(تحف العقول صفحه 47)
مراد از سلطان در روايات، شخص صاحب قدرت است. يعنى هركس كه در حوزه‏اى، مسئول كارى است و در حد خود قدرتى دارد مثل رئيس يك اداره يا قاضى يك دادگاه يا مسئول يك نهاد و غيره. بهرحال يك فرد صاحب قدرت در هر مرتبه‏اى كه باشد، همه افرادى كه حاجت و كارى با او دارند دستشان به وى نمى‏رسد و هركس كه مى‏تواند حوائج و مطالب مردم را به آن مسئول برساند پيامبر چنين ثواب بزرگى را به او وعده داده است.

 
حاجت خواستن از خدا:
 
من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم:
الحوائجُ الى اللّه وأسبابها فَاطْلُبوها الى اللّه بهم فمن أعطاكموها فخذوها عن اللّه بصبر.
(تحف العقول صفحه 48)
در اين حديث نقش اسباب و علل طبيعى در مورد حوائج انسان به طور برجسته‏اى مورد توجه قرار گرفته است.
كلمه «بهم» با ضمير جمع ذوى‏العقول اشاره به اين دارد كه بسيارى از حوائج ما توسط انسان‏ها برآورده مى‏شود. لكن در عين آن كه انسان نيازهاى خود را از اسباب طبيعى (كه اكثراً انسان‏ها هستند) بدست مى‏آورد بايد در وراء آنها ذات اقدس الهى را ببيند و از او بداند.
رفتن سراغ اسباب بى‏توجه به خدا، كار ناقصى است و رفتن در خانه خدا بى‏اعتناء به اسباب هم، كار ناقصى است، هر دو را بايد با هم جمع كرد و براى رسيدن به حوائج بايد از صبر كمك گرفت.

واعظ درونى:
 
من مواعظ علي بن الحسين (عليه السلام):
ابن آدم! إنّك لاتزال بخير ما كان لك واعظ من نفسك وما كانت المحاسبة من همّك وما كان الخوف لك شعاراً والحذر لك دثاراً.
(تحف العقول صفحه 280)
گرچه انسان از موعظه ديگران بى‏نياز نيست، لكن موعظه‏اى كه از درون انسان برمى‏خيزد بهترين موعظه است، چون هركسى به صفات و عيوب خود از همه آگاه‏تر است.بايد همت انسان اين باشد كه خود را محاسبه كند. اگر ديگران ما را محاسبه نكنند، دليل نمى‏شود كه ما خود را محاسبه نكنيم. محاسبه، از لغزش‏هاى آينده انسان جلوگيرى مى‏كند.
مراد از خوف، خوف از خدا و عذاب او و كردار بد انسان است نه ترس از مردم و قدرتهاى پوشالى.
حذر، به معناى احتياط است لكن نه به اين معنا كه انسان دست از فعاليت بكشد بلكه بايد در ميدانهاى مختلف وارد شده اما همواره احتياط و پرهيز را رعايت كند كه معناى تقوا هم همين است.