جستجو
سه شنبه ٢١ آبان ١٣٩٨
حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) فرمودند: تو را به پنج چيز سفارش مي کنم : اگر مورد ستم واقع شدي ستم مکن ، اگر به تو خيانت کردند خيانت مکن ، اگر تکذيبت کردند خشمگين مشو ، اگر مدحت کنند شاد مشو ، و اگر نکوهشت کنند ، بيتابي مکن . بحارالانوار ، دار احياء الترا العربي ، ج 75، ص (167)صفحه اصلی > اخبار 
اخبار > تربیت طلاب در کلام حضرت آیت الله حائری شیرازی


  چاپ        ارسال به دوست

درس اخلاق

تربیت طلاب در کلام حضرت آیت الله حائری شیرازی

 

 


درس,اخلاق,تربیت,طلاب,در,کلام,حضرت,آیت,الله,حائری,شیرازی1,
درس اخلاق

تربیت طلاب در کلام حضرت آیت الله حائری شیرازی

دو روش در تربیت معمول است :

1- طبیعت پروری و فطرت براندازی

2- فطرت پذیری و طبیعت مهارسازی و بکارگیری آن .

درروش اول ، خاموش ساختن صدای اعتراض و هموار سازی راه اطاعت ، هدف است ؛ مافوق از طریق تحمیل ، تحقیر و قبولاندن حق حاکمیت بر مادون عمل می کند ، بنحوی که مادون حتی در فهمیدن خوب و بد و زشت و زیبا باید از مافوق کسب اجازه نماید . این روش در صورتی موثر است که مادون ، چراغ فطرت خود را خاموش کرده و مثل بهائم ، در چراگاه هوی و هوس بدنبال چرا باشد . قرآن این روش را نکوهش کرده می گوید : «فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَاَطَاعُوهُ اِنَّهُم کَانُوا قَومَاً فَاسِقِینَ»

مستفاد آیه این است که چون قوم فاسق بودند ، تحقیرتوانست زمینه ی اطاعت آنها را فراهم سازد . اگر فاسق را عاصی بر فطرت تعریف کنیم ، چنین نتیجه می گیریم که هر کس در بین فطرت حق جو و طبیعت خود خواه ، به طرف طبیعت گرایش نموده و طاغوت درون را بر هادی درونی برگزیند ، زبان مکالمه با او زبان تحقیر است و اگر حاکم مراعات چنین شخصی را کند و از تحقیر او استفاده ننماید ، این شخص یا جماعت او سرکشی خواهند کرد و علم مخالفت برخواهند افراشت . ولی اگر حاکم یا مدیر ، در تحقیر و انواع استخفاف باندازه ی کافی سرمایه گذاری کند ، ما دون چه فرد و چه قوم ، آرام خواهندشد و نظام حکومت سامان خواهد یافت .

در زمان علی علیه السلام مردم عراق بر عمر ابن حمق شوریدند . اَوَّلُ رَأسٍ نُصِبَ عَلی الرَّمحِ ، رَأسُ عَمرِ ابنِ حَمَق ، بر کمیل هم شوریدند ؛ اما زیاد بن ابیه در زمان معاویه اعلام حکومت نظامی نمود . شب اول هفتصد نفر را که تخلف نموده بودند کشت . شب دوم پنجاه نفر و شب سوم یک نفر و تمام شد ! زیرا کسانی که حکومت مومنین و متقین موجب غرور و گستاخی آنها شود ، حکومت امثال زیاد و عبید الله بن زیاد و حجاج بن یوسف است که می تواند آنها را رام کند . این قضیه در تمام اعصار جریان و مصداق دارد ومخصوص مردم مصر زمان فرعون و موسی علیه السلام ، عراق زمان علی علیه السلام و معاویه و بنی امیه بعدی نیست . در اداره مملکت ، استان ، شهر ، مدرسه ی علمیه ، دانشگاه ، دبیرستان ، دبستان ، کودکستان ، مکتب خانه و حتی در اداره خانه و زندگی شخصی هم صادق است .

وقتی که تقوی حاکم موجب طغیان و غرور شخص بشود ؛ حوادث ناگوار موجب احساس خواری ، خفت ، ذلت ، افسردگی ، پژمردگی و انعطاف سیستم آن شخص می گردد. از یک واحد انسانی که بگذریم و به کمترین واحد اجتماعی یعنی خانواده نگاه کنیم ، همین طور است ؛ وقتی که انصاف و مراعات و احتیاط یکی از زوجین ( چه زن و چه شوهر ) نسبت به حقوق و حدود دیگری ، موجب بی اعتنایی ، بی مبالاتی ، پرخاش ، خشونت ، تند روی ، پرده دری و بی حیایی دیگری بشود ، طبیعی است که همین فرد وقتی از طرف مقابل پرخاش ، فریاد ، نگاه خشم آلود ، تهدید ، قهر ، غضب ، بی اعتنایی ، تحقیر و توهین مشاهده نماید ، عکس العمل او تواضع ، تمکین ، تسلیم ، انضیاط ، اطاعت ، انقیاد ، تملق تظاهر ، ابراز کرنش ، ابزار وفاداری خواهد بود . از مزدوجین که بگذرید ، رابطه والدین با فرزندان هم همین است . از خانه که بگذرید رابطه مکتب خانه و مکتبی ، رابطه اولیاء مدرسه و محصل همین است ؛ هر جا که آزادی موجب سوء استفاده ، ولنگاری ، لا قیدی ، بی مبالاتی ، اتلاف وقت ، کم کاری ، کم تمرکزی و تمرّد و بی قانونی شد ، در مقابل سخت گیری، مواخذه ، اخراج ، توبیخ ، جریمه ، مجازات ، تنبیه ، ملامت ، تهدید و تحقیر ، موجب قانون پذیری ، اطاعت ، انقیاد ، حرمت گذاری ، درس خواندن و پرهیز از لغو شده و حرمت استاد و خادم و وقت و درس و مذاکره و مطالعه ، همه محفوظ خواهد ماند .

سیستم مدارس جدید ، از اول تأسیس بر برنامه اجباری در انتخاب درس ، کتاب ، استاد و میزان درس گرفتن از ابتدای کودکستان تا انتهای دانشگاه می باشد و در دانشگاه ثبت نام قسمتی انتخابی است که دانشجو در یک ترم چند واحد انتخابی دارد . اما سیستم حوزه های علمیه بر امتحان و اجبار و الزام نیست ؛ در حوزه شاگرد ، کتاب ، درس ، استاد و میزان زمان لازم برای گذر از مرحله مقدماتی به سطح و از سطح به خارج را خود طلبه بر می گزیند . بعضی ، این دوره ها را سه ساله ، بعضی پنج ساله ، بعضی ده ساله و بعضی پانزده ساله طی می کنند . در همین رابطه استاد حضرت آیت الله العظمی مکارم گفت كه سطح را ايشان در مدت پنج سال تمام کرد . کسان دیگری در سه سال و بسیار فشرده با روزی چندین درس این کار را کردند . البته گاهی شدت کار شبانه روزی و سالانه که فقط تعطیلی جمعه و عاشورا را داشته ، منجر به بیماری روانی یک درصد می گردد ؛ اما همه می دانستند مدرسه مختص برای تحصیل است و وقت هدر دادن و کار بی معنی و صحبت بی خاصيت ، حجم بسیار زیادی از وقت محصل را می گیرد که اگر تبدیل به وقت مفید شود بیش از سه برابر فرصت بدست می آید .

تعجب نکنید که هرز رفتن وقت سه چهارم يا بيشتر عمر مفید و گاه تسعه اعشار (نه دهم) عمر و گاه نود و نه درصد عمر را بخود اختصاص می دهد . چرا ؟ چون در ارزیابی از کار ادارات ، وقت مفید هشت ساعت را کمتر از یک ساعت ارزش گذاری کرده اند ! باید دید چرا در بعضی از کشورها نزدیک به صد در صد ساعت کار ، به كارمفید تبدیل می شود ؟ آنچه مسلم است این است که سیستم گذاری خود انسان برای وقت خودش مهمترین عامل است .

در این رابطه پدر و مادر و معلم و مربي می توانند به او کمک کنند . مسئولین روستا ، شهر ، استان یا کشور هم می توانند راه را برای کمتر هرز رفتن وقت انسان هموار نمایند . مهم خود انسان است که اگر بخواهد می تواند و اگر نخواهد ، خواستن دیگران بدون خواست او کارساز نیست . بلی در غیر دین اين كار شدني است که انسان نخواهد اما دیگران که او را در تسلط دارند ، خواسته و توانسته باشند از او کار بکشند . فرق دین و اقصاد ، دین و فعالیت نظامی، دین و سیاست و دين و اجتماع و فرهنگ همین است که در امور غیر دینی ، مقصود و منظورانجام فعل است اما در دین ، منظور صرفاً عمل و فعل خارجی نیست ، منظور نیت است ؛ اگر نیت نباشد ، دین نیست . انسان به نیت انسانی ، انسان و به نیت حیوانی ، حیوان است . انسان با نیت بصورت ، نه اما به معنی ، به همه گونه جانور تبدیل می شود .

جانور شدن انسان ، بستگی به متوقف شدن فعالیت فطرت دارد . وقتی انسان بدلیل تعلق به هر یک از زینت های حیات دنیا، فطرت خود را مورد بی اعتنایی قرار می دهد، جانور یا جاهل شده است ؛ با این تفاوت که جانور بودن ، برای جانور هدایت و برای انسان گمراهی است ؛ زیرا جانور در عملیات جانوری هدایت شده عمل می کند .

زنبورعسل با وحی الهی محل کندو را انتخاب می نماید و گلها را انتخاب كرده و اندازه ی لازم جذب ثمرات و شیره ی گلها را انجام مي دهد . او با وحي الهي ، اندازه و فرصت لازم برای عمل آمدن ثمرات در بطون ، خارج ساختن آن و تخلیه اش در جایگاه مشخص و معین و در ظرف های جدا جدا را انجام می دهد تا اگر یکی از این ظرفها فاسد شد ، همان ظرف فاسد شده باشد . بازرس ها مرتباً روی تمام ظرف ها می گردند تا از بو و طعم و رنگ آنها مطمئن شوند كه فاسد نشده باشند ؛ چون ممکن است دو ثمر ناهماهنگ با یکدیگر محصول را فاسد کند . هر یک از زنبورها که برای تخلیه می آید ، نگهبان کندو از بوی دهان و دست و پای او می فهمد که مواد درونی سالم بعمل آمده یا نه ؟ وقت تخلیه رسیده یا نه ؟ تضاد بین ثمرات گلها مشکلی ایجاد کرده یا نه ! با این همه هدایت الهی ، زنبور عسل در جایگاه جانوری خود غرق در هدایت است ؛ هیچ کار او یا حرکت وسکون او یا روش انجام عمل او ، فاقد کاملترین انواع هدایت الهی نیست . این هدایت از مختصات زنبورعسل نیست که فقط مخصوص او باشد ؛ به میکروب هم گفته شده کجا برود و کجا زندگی کند و چگونه حمله کند و چگونه عقب نشینی نمايد !

شیر و پلنگ و گرگ هم آنجائی مسکن می کنند که به آنها وحی شده است و همانگونه شکار می کنند که مأمورند . اگر پلنگ در حوالی گله های گوزن و آهو زندگی نکند ، گلّه بیماری هاي مختلف و مرگ ومیر جمعی پیدا می کند و اگر هم نمیرند ، زندگی آنهاسالم نیست و مرگ تدریجی بدنبال است ، اگر شکارچی در کمین آنها نباشد چالاک نشده و زیبایی اندام پیدا نمی کنند و مثل آهو و بز و بره گله دانی ، کثیف و بد بو و چاق و بد قواره و بی رویه می شوند . یک نگاه به آهوی سالم برای اهل دقت و کارشناس زیبایی "نه عرفان و حقیقت " ، کارشناس را مدهوش می کند و با خود می گوید ما انسانها از بره ی وحشی به این زیبایی ، بره ی اهلی به این بی حالی و پژمردگی پرورش داده ايم و طلبکار هم هستیم که میلیونها گاو و گوسفند ، بصورت اقتصادی عمل آورده ایم !

آنچه شعرا (عرب و غیر عرب) درباره نگاه آهو گفته اند ، یکی از هزار زیبایی ، طراوت ، آراستگی ، عطر و شادابی آنهاست . همه ی اين کمالات مرهون حضور شکارچی در اطراف آن ها است . در پارک های طبیعی ، هر جا پلنگ ها و سایر حیوانات شکارچی را حذف کرده اند ، همه زیبایی ها ، سلامت وچالاکی فروکش کرده وحیوانات ضعیف سکوی پرواز انواع میکروب ها شده اند و بالاخره گله گله نابوده گرديده اند ؛ اما وقتی شکارچی در اطراف است ، گله ورزش می کند و با تمام توان فرار می نمايد و تمام بیماری ها از وجود او خارج می شود و آن حیوان که آماده بیماری است و از همه عقب مانده تراست ، شکار و حذف می شود تا سکوی بیماری های گلّه نگردد . شکارچی ، چه پلنگ و چه غیر پلنگ مدتی گله را می دوانند تا عقب مانده تصادفی از عقب مانده واقعی ، جدا شود و دقیقا ضعیف ترین و آماده ترین جانور برای بیماری از پاي درآید و شکار گردد .

شکار ، یک کار اساسی و استراتژیک و جزء لاینفک سیستم است . دستورات وحی به حیوان شکارچی اگر بمراتب پیچیده تر از دستورات به زنبور عسل برای خوردن ثمرات ود تهيه عسل نباشد ، کمتر از آن نیست ؛ همان طور که زدن سیبل و هدف متحرک مشکل تر از زدن هدف ساکن است ، گزینش در بین جانوران در حرکت هم مشکل تر از گزینش در میان گلهای بی حرکت است . تیرانداز وفتی در تیراندازی به اهداف ساکن مهارت کافی پیدا کرد ، آن وقت برای زدن اهداف متحرک ، آموزش داده می شود .

بگذریم غرض این بود که گفته شود جانور، از میکرب گرفته تا حیوان ، همه سرتاسر ، هدایت شده سربازانی مطیع هستند . " لِلّهِ جُنُودُ السَّمَوَاتِ وَ الاَرضِ" جندی ، تابع سلسله مراتب است ؛ سربازی که از پیش خود کار کند ، اگر مجازات نشود از ضعف فرماندهی است . نمی بینید سلیمان چه می گوید ! " وَ نَفَقَّدَ الطَّیرَ فَقَالَ مَا لِی لاَ اَرَی الهُدهُدَ اَم کَانَ مِنَ الغَائِبِینَ لَاُعَذِّبَنَّهُ عَذَابَاً شَدِیدَاً اَو لَاُذَبِّحَنَّهُ اَو لَیَأتِیَنِی بِسُطَانٍ مُبِینٍ "

چرا از نظر سليمان یک غیبت غیر موجه مجازات اعدام داشته باشد ؟ زیرا جند الله است ، جنود الهی هستند و سلیمان باذن الله فرمانده است . از آنجا که جانور سراسر غرق در هدایت است ، باید همه جا در هدایت مستغرق باشد تا زیبایی هدایت جهانی آشکار شود . در نظام جمع جنود الهی ، اغماض راه ندارد . همان گونه که سقوط از اسب در هنگام دویدن خطرناک تر از سقوط از الاغ درحال راه رفتن است ، کمترین خطا هم در سفینه فضائی بیشترین خسارت را به همراه دارد و حساسیت درآنجا بیشتر از هواپیما است و در هواپیما بیش از ماشین ودر ماشین بیش از درشکه و گاری است . شما در هوا چند هزار پرنده مرغابی و غیره می بینید که در یک ثانیه منقبض و در یک ثانیه منبسط می شوند ؛ در یک لحظه بصورت یک صف دراز در می آیند و در لحظه دیگر مثل یک گره فشرده می شوند ، بی آن که در این چند هزار پرنده ، یکی خطا کند و ناهماهنگ با دیگران باشد .

صف نماز ما مثل صف نماز مسجد الحرام نیست . صف نماز مسجد الحرام به عملیات پرنده گان بیشتر شبیه است . صفوف سان و رژه که سلیمان می بیند ، از صف نماز مسجد الحرام بمراتب منظم تر است ؛ چون سلیمان سخت گیرتر است . «وَ حَشَرَ لِسُلَیمَانَ جُنُودَهُ مِنَ الحِنِّ وَالاِنسِ وَالطَّیرِ فَهُم یُوزَعُونَ». این ، سان دیدن سلیمان از لشکر خویش است . چقدر این سان دیدن از چشم تیزبین سلیمان برای رژه روندگان مهم بوده است ؛ زیرا کمترین ناهماهنگی عقوبت سخت دارد.

جهان جند الله است و مختص جانور و گیاه و جماد نیست ؛ حتی این که آتش می سوزاند برای این است که به آتش گفته اند بسوزان ! بهمین دلیل وقتی به آتش گفتند که بر ابراهیم سرد و سلامت باش ! همین آتش برای دیگران سوزنده بود ؛ جند الله بودن آتش همین است که در یک حال می تواند برای یکی سوزنده و برای دیگری برد و سلامت باشد ، این پیچیده تر است تا این که برای همه برد و سلامت یا برای همه سوزان باشد . لشکر الهی از پیش خود کار نمی کند صاعقه با آن سرعت نوری ( سیصد هزار کیلومتر در ثانیه ) به یکی می زند و به ديگري نمی زند ؛ درست مثل ابراهيم که آتش به او ضرر نمی زند ، اما دیگری را خاکستر می کند .

«فَیُرسِلُ الصَّوَاعِقَ فَیُصِیبَ بِهِ مَن یَشَاءُ مِن عِبَادِهِ وَیَصرِفُهُ عَمَّن یَشََاءُ یَکَادُ سَنَابَرقُهُ یَذهَبُ بِالاَبصَارِ» . منظور آیه این است که سوزاندن آتش ، فرمانی است نه بی فرمان و این معنی جند الله بودن آتش است و همه زمین و آسمان و آنچه مابين آن دو است چنین هستند. بقول مرحومه پروین اعتصامی :

رودها از خود نه طغیان می کنند آن چه می گوییم ما آن می کنند

قطره ای کز جویباری می رود از پی انجام کاری می رود .

همه آفرینش بصورت امری عمل می کنند و عمل همه هدایت شده است ؛ اما انسان وقتی نیت زینت حیات دنیا می کند ، جانور طغیان کننده می شود . هیچ جانوری جز جهل انسان وغیر انسان طاغوت نیست .

 توسعه ای که اروپا در مسائل اقتصادی پیدا كرده ، با تعطیل فطرت میسر است ؛ زيرا با اکراه ، تمام پیشرفت ها الاّ پیشرفت دینی امکان پذیر است . پیشرفت دینی بدون حضور نیّت امکان پذیر نیست . با سلب آزادی می توان جهانگیری کرد و هر کس در سلب آزادی طاغی تر باشد ، مخوف تراست . انسانها وقتی بر اساس خوف و اکراه تصمیم گیرند ، مطیع مخوف ترین ها می شوند و طاغوت هم می خواهد به همه بقبولاند که مخوف ترین است . فرعون بساحرانی که سجده کردند گفت: «آمَنتُم لَهُ قَبلَ اَن آذَنَ لَکُم ، اِنَّهُ لَکَبِیرَکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحرَ لَاُقَطِّعَنَّ اَیدِیَکُم وَ اَرجُلَکُم مِن خِلاَفٍ وَلَاُ صَلِّبَنَّکُمُ فِی جُذُوعٍ النَّخلِ وَ لَتَعلُنَّ اَیُّهُم بِنَااَشَدُّ عَذَابَاً وَاَبقَی "

از همین رو ، با سواد و فاضل کردن و حتی بالاترین نمرات را در دروس به دست آوردن با اکراه عملی است ، اما متدین بار آوردن با اکراه عملی نیست . اگر علم و عمل (عمل دینی اسلامی انسانی) هماهنگ نباشند ، تعادل بهم خورده و علم به معنی ?زِینََهُ الحَیَوهِ الدُّنِیَا? می شود که با طغیان سازگار است . طغیان هر کسی متناسب با فرهنگ او است ؛ طغیان یک فقیه و مجتهد در صرف " وجوه الناس الیهم " است ، در کسب وجاهت است . این جا لازم است توضیح داده شود ممکن است کسی با نیت و دلیل و بر اساس "اِنَّمَا الاَعمَالُ بِالنِّیَاتِ"، صرف "وجوه الناس الی نفسه" را جدی بگیرد و برای آن برنامه ریزی "خالصاً لِوَجهِ اللهِ " داشته باشد تا بتواند امر بمعروف و نهی از منکر کند ؛ چون می داند اگر مردم را نداشته باشد ، بهیچ وجه نمی تواند با طاغوت ها مبارزه کند ؛ بله ، ممکن است چند میلیون نفر دست او را ببوسند ولی از باب تزئین لازم باشد . ?اَلنَّاسُ لَکُم اَعدَاءٌ فَتَزَ یَّنُوا لَهُم مَا اسنَطَعتُم? ؛ لباس فاخر و عطر گرانبها از باب تزئین در حضور اعداء ضرورت است .

وَ يَحسُنُ اِظهَارَ التَّجَلُّدِ لِلعَدَی وَ يَفبَحُ الالعَجز عِندَ الاَحِبَّهِ

آیه شریفه ?َواخفِض جَنَاحَکَ لِمَن اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنِینَ? ، جایگاه خود را دارد و تزیّن در عصر و زمان اعداء هم جایگاه خود را دارد . این «اَلحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللهِ» است . «خُذُوا زِینَتَکُم عِندَ کُلِّ مَسجِد» ، به آراسته ترین صورت بعبادت حاضر شوید تا آراستگی شما دیگران را به عبادت جذب و دهان آنها ازعبادت شما آب بیافتد ، هم جای خود را دارد .

چه بسا انسانهائی که بظاهر بسیار متواضع ، ساده زیست ، زاهد ، بسیار خاکی و مردمی بنظر می آیند ، اما در معنا ، برای زینت حیات دنیا بسیار حریص هستند . فرق آقای متدین متجمل با این آقای باصطلاح زاهد خاکی در این است که اولی حق را می گوید ولو این که مریدان او از او برگردند و دومی جمیل و قبیح پیش او جمیل و قبیح نزد مریدان است . انسان با تعلق به مرید یا به عزت دنیا و زیرپا گذاشتن تشخیص فطرت ، به طاغوت مبدل می شود .

انسان با پا گذاشتن روی تعلق وایستادگی و استعانت بر روی تشخیص فطرت ، حیات معنوی پیدا می کند . «مَن عَمِلَ صَالِحَاً مِن ذَکَرٍ اَواُنثَی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیَنَّهُ حَیَوهً طَبِّیَه».

ساحران یک عمل صالح کردند و پا روی خواسته یزیدی چون فرعون گذاشتند و حیات جاودان یافتند . «اَلَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلاَئِکَهِ ... » ، ساحران رَبُّنَا اللهُ گفتند و در مقام تهدید فرعون استقامت کرده و توفیق ?نَزَّلَ عَلَیهِمُ المَلاَئِکَه? پیدا کردند .

ادامه دارد....


٢٠:٠٧ - پنج شنبه ٢٤ دی ١٣٩٤    /    شماره : ٣١٤١٦٤    /    تعداد نمایش : ٦٢٠
 

 


٠٩:٢٣ - پنج شنبه ٢٤ دی ١٣٩٤    /    شماره : ٣٧١٦٣٦    /    تعداد نمایش : ٥٤٢


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج